جمهوری اسلامی ایران در برابر تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل
جمهوری اسلامی ایران در برابر تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل که تاکنون چهل روز از آن میگذرد، حماسهای مقدس و نمایشی بینظیر از مقاومت دلیرانه را به جهان عرضه کرد. در این چهل روز، جهان نظارهگر ایستادگی و اقتدار ملت ایران در خیابان و میدان بود و نتیجه این اقتدار و دست برتر میدان، ابتکار عمل دیپلماتیک ایران در الزام آمریکا به پذیرش شروط ایران به عنوان مبنای توقف جنگ و شروع مذاکره بوده است.
ناظران بینالمللی که ایران را پیروز این نبرد چهلروزه میدانند، نسبت به ادامه روند این توافق، نگاهی واقعبینانه توأم با بدبینی نسبت به گذشته دارند. تجربه مذاکرات پیشین، لبریز از وعدههای فریبکارانه و کارشکنیهای آمریکایی است، اما آنچه این دور را از همه دورانهای پیشین متمایز میکند، موازنه قدرت است. ایران این بار با اتکا به دستاوردهای میدانی و اهرمهای راهبردی خود، از جمله تسلط کامل بر تنگه هرمز، اقتدار موشکی و حمایت تمامقد مردمی، آمریکا را به پای میز مذاکره کشانده است.
هسته اصلی این پیروزی
سندی است که ایران روی میز گذاشته است. شروط دهگانه تهران نشان میدهد که هدف، چیزی کمتر از بازتعریف کامل نظم امنیتی منطقه نیست:
-
تعهد به عدم تجاوز دائمی آمریکا
-
تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز
-
پذیرش حق غنیسازی ایران
-
رفع کامل همه تحریمها
-
خاتمه قطعنامههای شورای امنیت
-
پرداخت خسارت جنگی توسط آمریکا
-
اخراج نیروهای رزمی آمریکا از منطقه
-
توقف جنگ علیه مقاومت در لبنان
-
آزادسازی داراییهای بلوکهشده
-
تصویب قطعنامه الزامآور در شورای امنیت
نکته کلیدی در تحلیل این بندها این است که حتی پذیرش یک بند از سوی آمریکا، تحولی تاریخی محسوب میشود. واقعیت آن است که آمریکا پس از ۴۰ روز جنگ، حاضر به مذاکره درباره مواردی شده است که طی ۴۰ سال گذشته، حتی زیر سایه تهدید نیز از سخن گفتن درباره آنها ابا داشت.
سه نکته مهم
سه نکته راهبردی برای تکمیل این حماسه در روزهای پیش رو میبایست مد نظر باشد.
نکته اول: وحدت کلمه در سایه ولایتپذیری
در هندسه و نظام معرفتی اسلام، رابطه امام و امت، رابطهای توأم با شفقت و تبعیت است؛ بر همین اساس، مردم بر پایه آموزههای دینی چون آیه «النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» و حدیث «الحسن والحسین إمامان قآما أو قعدا» آموختهاند که آنچه رهبر و ولی جامعه بیان و اظهار میکند، با نگاه به مصالح عالی و منافع ملی است و مردم، تصمیم او را نصبالعین خود قرار میدهند. چنانکه مردم در همه ۴۷ سال و خصوصاً این ۴۰ روز تابع فرمایشات رهبری و امام جامعه بودند، در این تصمیم نیز تبعیت را سرلوحه و ملاکی برای عمل خود قرار میدهند؛ چرا که مقتضای ولایتپذیری، تمکین و اطاعت نسبت به ولی فقیه است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، چارچوببندی راهبردی نظام توسط رهبری، نقشهراهی است که سردرگمی را از سپهر سیاسی کشور میزداید و وحدت واقعی را معنا میبخشد. دشمن که در میدان نظامی شکست خورده، اکنون تمام تمرکز خود را بر شکافاندازی داخلی و ایجاد فاصله بین مردم و کارگزاران نظام گذاشته است.
در همین راستا، مردم ایران همواره با تصمیمات و ساختارهای سیاسی کشور همراهی کرده و از دو دستهسازی و اختلاف پرهیز میکنند و همچنان وحدت کلمه خود را در برابر دشمن حفظ خواهند کرد؛ چراکه اختلاف، عین خواسته دشمن – به خصوص در فضای موجود – است.
نکته دوم: روایت صحیح از جنگ، کمتر از خود جنگ نیست
در این مقاومت چهلروزه، پیروزیهای بسیاری به دست آوردیم و شکستهای زیادی را به دشمن تحمیل کردیم. طبعاً در این مرحله نیز باید جوانب و گستره پیروزی را برای مردم روایت کنیم و روایت بأس، شکست یا سرشکستگی را برای مردم بازگو نکنیم. فراموش نکنیم: روایت صحیح از جنگ، کمتر از خود جنگ نیست. روایت ما باید روایت عزت، تابآوری و تغییر موازنه قدرت به نفع ایران باشد.
نکته سوم: حضور در خیابان، موتور محرک مذاکرات
هنوز جنگ تمام نشده؛ بلکه عملاً بر اساس مصالح نظام، وارد مرحله دیگری از جنگ شدهایم. طبعاً چنانکه در چهل روز گذشته صحنه خیابان را ترک نکردیم، در روزهای آینده نیز باید در خیابان باشیم و موتور محرک مذاکرات باشیم. اجازه ندهیم دشمن در چانهزنی مذاکرات، دست برتر را داشته باشد. وقتی پشت نظام باشیم و در برابر دشمن یکپارچه باشیم، میتوانیم قدرت چانهزنی مذاکرهکنندگان را افزایش بدهیم.
جمعبندی نهایی
ما وارد فاز جدیدی از نبرد شدهایم؛ فازی که در آن، قلم مذاکرهکنندگان به اندازه موشکها تعیینکننده است. آنچه در این چهل روز گذشت، نه یک دفاع صرف، که یک عملیات تهاجمی راهبردی برای تغییر نظم کهنه منطقه بود. اما حفظ این پیروزی، نیازمند «ولایتپذیری»، «روایت درست» و حضور حداکثری مردم است.
ایستادگی تا تحقق پیروزی نهایی؛ چه در میدان جنگ، چه پشت میز مذاکره.
مرکز پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه





نظر شما